سلام
.
.
.
.
.
خداحافظ
نوشته شده توسط مهدیه در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387 ساعت 5:24 موضوع | لینک ثابت
بنام خدا
دوستای گلم سلام.من اومدم.توی این چند وقتی که نبودم داشتم زبان سوم دبیر ستان رو می خوندم .اخه زبان من خیلی خرابه.خلاصه خدمت رسیدم برای عرض ادب.کهما خیلی مخلصیم واینا.می دونید یه اتفاق خیلی جالب افتاد که دلم می خواد شما هم بدونید.خوب یکشنبه بود28/5/86 من داشتم فیلم سینمایی نگاه می کردم. بعداز تموم شدن فیلم همین طوری شبکه ها رو دور می زدم که رسیدم به شبکه ی یک.تازه تیتراژ شروع برنامه ی کودک بود .با خودم گفتم امروز سلیمونه و لب ولوچمو چک وچوله کردم.اومدم تلوزیون رو خاموش کنم که دلم نزاشت.وای وقتی عمو رو دیدم متل ادم هایی که یه حوریه رو دیدن شده بودم وهمین طوری اشک می ریختم و خدارو شکر می کردم.همه جا سیاه شده بود و فقط یه صورت نور افشانی می کرد وطبق معمول یه مزاحم پیدا شد(خواهرم).زود اشکامو پاک کردم که نفهمه وچار چنگولی تلوزیون رو چسبیدم.مهم تر اینکه عمو دو شنبه وسه شنبه برنامه نداشت واگر نمی دیدمش می موردم.برای همین تند تند خدا رو شکر می کردم.اتفاقآ اون روز یه برنامه ی عالی بود خیلی خیلی عالی بود.امید وارم سرتون رو درد نیاو ورده باشم.
حالا:
دوستت دارم خیلی زیاد
این جمله ی منه دوستتدارم خیلی زیاد
فکرکردن اصلآنمی خواددوستتدارم خیلی زیاد
فقط واسه توساختمش دوستتدارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
دفتر شعرمن کجاست واسه نازاون نگا
میخوام امشب تاسحرترانه سازی بکنم
یه ترانه بسازم که جهانی شه
که همه دنیابدونن هیشکی مثل تونمیشه
باجمله های تکراری دوباره بازی میکنم
بازخودموگول میزنم قافیه سازی میکنم
دلم برات تنگ میشه قافیش از سنگ میشه
دلم فقط تورومیخواد قافیش اس نمییاد
هیچی توذهنم نمی یاد
هیچی توذهنم نمی یاد
خسته میشم ازهرچی ترانس که باحرف دله
نوشتن ترانم خدایش انگار مشکله
دفترومیزارم کنارچشماموروهم میزارم
توروکنارم میبینم بی اختیاربهت میگم
دوست دارم خیلی زیاد دوست دارم خیلی زیاد
این جمله ی منه دوستتدارم خیلی زیاد
فکرکردن اصلآنمی خواددوستتدارم خیلی زیاد
فقط واسه توساختمش دوستتدارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
این جمله ی منه دوستتدارم خیلی زیاد
شعربایدخودش بیاددوستتدارم خیلی زیاد
قافیه لازم نداره دوستتدارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
سهراب سپهری شاملوحافظ وسعدی میخونم
دمبال یه حرف قشنگ تاصبح بیدارمیمونم
گوشی روبرمیدارمویه زنگ به داریوش میزنم
یه گوشه تنهامیشینم گیتاروباغم میزنم
این جمله ی منه دوستتدارم خیلی زیاد
فکرکردن اصلآنمی خواددوستتدارم خیلی زیاد
فقط واسه توساختمش دوستتدارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
این جمله ی منه دوستتدارم خیلی زیاد
شعربایدخودش بیاددوستتدارم خیلی زیاد
قافیه لازم نداره دوستتدارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
این جمله ی منه دوستتدارم خیلی زیاد
فکرکردن اصلآنمی خواددوستتدارم خیلی زیاد
فقط واسه توساختمش دوستتدارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
این جمله ی منه دوستتدارم خیلی زیاد
شعربایدخودش بیاددوستتدارم خیلی زیاد
قافیه لازم نداره دوستتدارم خیلی زیاد
به چشماتم خیلی میاد
تقدیم به کسی که بخاطره وجودش زندگی میکنم.امید وارم خوشت بیاد
عموی من
توی دنیا یه عموهست
یه عموی مهربون هست
سن اون 34ساله
همیشه تو شوروحاله
همیشه در هر زمانی
گل لبخند رو لباشه
دو تا چشم مهربون
یه لب همیشه خندون
پشت اون پلکای نازش
یه غم کوچولو داره
برق چشماش لحن حرفهاش
یه جوری انرژی بخشه
اون همیشه موندگاره
توی قلب ما ادم ها
کوچیکا جوو نا پیرا
اون همیشه موندگاره
می خوام اینوخوب بدونه
که اون حرف دل میخونه
میدونی دوستتدارم خیلی زیاد
هرچقدرکه دل کوچیکت بخواد
عمویی توبی نظیری
الاهی هیچ وقت نمیری
دوستتدارم همیشه
بدون تو نمی شه
تقدیم تویی که بخاطرت زندگی میکنم.
ستاره...
دیشب ازتواسمون ستاره چید
توی چشمای ستاره صورت زیباتودیدم
اون نگاه وچشمای گیراتودیدم
از زبون اون ستاره
حرف های دلتو شنیدم
تورو دیدم تورو دیدم
حالا یه داستان توپ:
دکتر خوب میشه؟اون به یه قلب احتیاج داره...
زینـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــگ،بله،من اهدا کننده ی قلبم .چی؟!!!!!!!
دخترک گفت:اون یک سال بامن زندگی میکنه ومن بعد قلبم رامی دهم البته بدون هیچ رابطه ای.
....وان دو ازدواج کردند.در طول یک سال دختر کارهایی کرد،نماز پسر همیشه اول وقت،برنامه ی غذایی،ورزش های مخصوص،دارو های مخصوص و.....
یک سال تمام شد و روز اخر فرا رسید.دخترک به همراه پسر تنها راهی بیما رستان برای ازمایشات ابتدایی شدند.
پزشک پسر:سلام بفرمایید....وچند ساعت بعد دکتر:خانم کتر کار خودت رو کردی!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!
مشکل برطرف شده !این معجزس!
پسر:دکتر؟چی؟بله این خانم دکترن وبا برنامه ریزی دقیق مشکل شما رو حل کردن.
دختر: خــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــوب اقای خونه بودن تموم شد.امید وارم از زندگی کردن سیرت نکرده باشم.ببخشید اگه سخت گرفتم.خوب دیگه خداحافظ.
.........واز در اتاق خارج میشود.........
پسر:خانوم دکتر
بله
میشه یه لحظه برگردید؟
بفرمایید.
اگه خوب نمی شدم چی؟
خوب قلبمو طبق قرارداد میدادم.چرا؟
چون عاشقتم... ودور می شود.
پسر:با من بمون خواهش میکنم.اگه بخوای می مونم.
وهردو می خندند
~~~~~~~~~.$$$**$$
~~~~~~~~~$$$"~~'$$
~~~~~~~~$$$"~~~~$$
~~~~~~~~$$$~~~~.$$
~~~~~~~~$$~~~~..$$
~~~~~~~~$$~~~~.$$$
~~~~~~~~$$~~~$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$$
~~~~~~~~~$$$$$$$
~~~~~~~.$$$$$$*
~~~~~~$$$$$$$"
~~~~.$$$$$$$....
~~~$$$$$$"`$
~~$$$$$*~~~$$
~$$$$$~~~~~$$.$..
$$$$$~~~~$$$$$$$$$$.
$$$~~~~$$$*~'$~~$*$$$$
$$$~~~'$$"~~~$$~~~$$$$
3$$~~~~$$~~~~$$~~~~$$$
~$$$~~~$$$~~~'$~~~~$$$
~'*$$~~~~$$$~~$$~~:$$
~~~$$$$~~~~~~~$$~$$"
~~~~~$$*$$$$$$$$$"
~~~~~~~~~~````~$$
~~~~~~~~~~~~~~~'$
~~~~~~~~..~~~~~~$$
~~~~~~$$$$$$~~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~$$$$$$$$~~~$$
~~~~~~$$$$$"~~.$$
~~~~~~~"*$$$$$
سحر جون تولدت مبارک
*********\/****\/****\/******
*********/\****/\****/\******
*********||****||****||******
*********||****||****||******
********(----------------------)*****
*******(-------تــــولــــــــد-------)****
*****(-----------مبارک-------------)****
****(ـــــــــــــ سحر گلم ـــــــــــــــــــــــــــ)****
نوشته شده توسط مهدیه در یکشنبه چهارم شهریور 1386 ساعت 17:8 موضوع | لینک ثابت
آخرین نوشته ها
درباره وبلاگ

سلام،عمو رو هم خیلی دوست دارم .
فهرست اصلی
آرشیو موضوعی
دوستان
نوشته های پیشین
طراح قالب
POWERED BY